تبليغاتX
فالون دافا - فالون دافا ، اهداف و کارکردها ( بخش دوم ) – اشکالات و تناقضات (5)
فالون دافا حقایق اشکالات و تناقضات

 

در قسمت اول یاد آور شدیم که کارکردهای فالون دافا یا به عبارت دیگر نتایج حاصل از تمرینات فالون دافا طبق ادعای لی هنگجی عبارتند از :

1-      معالجه یا شفای بیماریها ی دیگران

2-      هرگز بیمار نشدن برای تمرین کنندگان و پیروان فالون دافا

3-      باز شدن چشم آسمانی تمرین کنندگان

4-      رشد قدرت خدایی و خدا شدن

5-      طولانی شدن عمر و تاخیر پیری

6-      د ر امان ماندن از حوادث و وقایع ناگوار

7-      کسب قدرتهای فوق العاده یا ماوراء الطبیعه

8-      نابود کردن شیطان در کیهان و اصلاح کیهان !

9-      جلوگیری از بلایای طبیعی مثل زلزله و آتشفشان و سیل و ...

10-   نجات همه انسانها و فراگیر کردن دافا و جذب میلیاردها انسان  به پیروی از این فرقه

11-   از بین بردن و سرنگون کردن حزب کمونیست چین و حکومت چین ( این آیتم از اهداف مخفی و ذکر نشده می باشد)

 

 

در این بخش می پردازیم به بررسی کارکردها و تناقضات و اشکالات موجود در کارکردهای این فرقه : 

صرفنظر از  فاصله زیاد اهداف و کارکردهای این آئین باید گفت که علاوه بر تناقض در اهداف ، تناقضهای زیادی هم در کارکردها و نتایج حاصل از تمرین و تزکیه در فالون دافا وجود دارد.

            در مورد معالجه بیماریها و شفای بیماریها که در سومین قسمت این سلسله مقالات ذکر شد  لی هنگجی معتقد است که فالون دافا می تواند بیماریها را شفا بدهد اما به دلایل  واهی نظیر ترس از کم شدن قدرت گونگ رهرو و یا تسخیر بوسیله شیطان و به هم ریختن نظم جامعه نباید بیماری کسی را با استفاده از فالون دافا معالجه کرد و یا شفا داد.

 

            در خصوص بیمار نشدن و در امان ماندن از انواع امراض  در تمرین کنندگان نیز به این شکل توجیه می کند که تمرین کنندگان هرگز بیمارنمی شوند یعنی اصلا بیماری اجازه ندارد به سراغ آنها بیاید و آنچه یک رهرو بیماری می انگارد آن بیماری نیست بلکه پس دادن کارما و تزکیه شخص و رشد شین شنگ ونهایتا برای کسب قدرت گونگ است! و به همین سبب نباید بیماریها را معاالجه کرد.!

            یاد آور می شویم که لی هنگجی معتقد است بیماری یک موجود باهوش می باشد که ظاهرا برای ورود به بدن بیماران  از وی اجازه می گیرد ! و با هوش خود تشخیص می دهد چه کسانی تمرین کننده هستند! ضمنا بیماری با هوش خود وجود فالون را در زیر شکم تمرین کننده که البته آنهم یک موجود باهوش است تشخیص داده و از آن می ترسد!

 

            در خصوص باز شدن چشم آسمانی در کتاب فالون گونگ دو قول مختلف وجود دارد. در صفحه 10 کتاب فالون گونگ می گوید :

            * برطبق آمار ما چشم آسمانی نیمی از شاگردان که در جلسه حضور داشته باشند باز شده اما مشکلی که وجود دارد بعد از باز شدن اتفاق می افتد وقتی که شخص شین شنگ خوبی ندارد  و امکان استفاده از چشم آسمانی باز برای اعمال نادرست می باشد. برای رفع این مشکل چشم آسمانی را مستقیما در سطح توانایی چشم معرفت باز میکنم که فرد می تواند مستقیما صحنه هایی از بعدهای دیگر را مشاهده کند و یا برای متقاعد کردن شخص به تزکیه بتواند آنچه را که در زمان تمرین اتفاق می افتد ببیند.

            * مشکل دیگر اینکه اگر چشم شما را در سطح وسیعی باز کنم این مراحل طبیعی اجتماع انسانی را به هم خواهد ریخت . فرض کنید که همه بتوانند از میان یک دیوار ببینند یا از میان جسم یک فرد دیگر ؟ این بطور جدی مراحل طبیعی اجتماع انسانی را به هم خواهد ریخت . در نتیجه به تو اجازه این کار را نخواهند داد و تو  خودت هم نخواهی توانست این کار را بکنی این برای یک رهرو به هیچ وجه خوب نمی باشد زیرا باعث قوی شدن وابستگی و تمایل او می گردد. به همین جهت ترجیح می دهم چشم آسمانی شما را مستقیما در سطح بالاتری باز کنم تا در سطحی پایین تر.

            * باز نمودن چشم آسمانی کودکی زیر شش سال بسیار آسان می باشد. من احتیاجی به استفاده از دستم را هم ندارم . در همان لحظه ای که صحبت می کنم چشم آسمانی کودک باز می شود.

            * من مخالف باز شدن چشم آسمانی در حد چشم الهی می باشم زیرا وقتی که قدرت گونگ رهرو ضعیف می باشد استفاده از این  دید نافذ باعث مصرف بیش از حد انرژی می گردد.

در صفحه 30 همین کتاب می گوید:

            از من می شنوی هفتاد درصد شاگردان چشم سومشان باز شده اما چرا نمی بینند علت این، خواست و تمناست و کیفیت مادرزادی!

در صفحه 75 می گوید:

            با یک نگاه به مظهر فالون ما کافی است که چشمان آسمانی کودکی زیر شش سال باز شود اما بهتر است از او نخواهید این کار را بکند.

لی هنگجی سپس در رابطه با چشم آسمانی گفته های خود را اینگونه نقض می کند:

صفحه 11 کتاب فالون گونگ :

            موسسه ای علمی متدی را تدارک دیده بود که توانائیهای ماوراء الطبیعه را آزمایش بکند. از استادان شی گونگ خواسته شد که در باره محتوای درون جعبه ای در بسته حدس بزنند. استادان شی گونگ به خاطر باز بودن چشم آسمانی شان در سطوح مختلف جوابهای متفاوتی دادند . نتیجه نهایی که مسئولین آزمایش برای چشم آسمانی گرفتند این بود که این جریان چیزی است جعلی و فریبنده !

            و اما در مورد دیدن صحنه هایی در هنگام تمرین  و یا سخنرانی "حمیدرضا مظاهری سیف " در کتاب نقد، شماره 35در مقاله ای با عنوان نقد عرفان پست مدرن  می گوید:

            "مطالعه فیزیولوژی مدیتیشن به خوبی زمینه‌های این مشکل روانی را مشخص می‌کند. دو رکن مدیتیشن یعنی مکان آرام و وضعیت راحت، نوعی محرومیت حسی را به وجود می‌آورد. برای مدیتیشن باید لباس راحت پوشید و در جای راحت مثل مبل دراز کشید یا نشست، سپس تمام عضلات را به صورت شل و رها درآورد و چشم‌ها را بست. مدت لازم برای این عمل تا رسیدن به ریلاکس حدود سی دقیقه است. پس از این مدت محرومیت حسی، ماده‌ای توهم‌زا (serotonin) به نام سروتنین در بدن تولید می‌شود.

            آزمایش‌های «هب» در دانشگاه مک‌گیل نشان می‌دهد که افراد در این وضعیت دوره‌های خالی را تجربه کردند و طی آن نمی‌توانستند به هیچ‌وجه درباره چیزی فکر کنند… هیجان‌هایشان غالباً رمیده بودند…. در حدود 80 درصد از آزمودنی‌ها هب، نوعی توهم را گزارش دادند. غالباً نخستین توهم، روشن شدن یا درخشنده شدن میدان بینایی آنان بود…. به دلایلی که هیچ‌ کس کاملاً نمی‌داند، محتوای این توهم‌ها مافوق کنترل آزمودنی‌ها به نظر می‌رسد.

            با توجه به این‌که استفاده از مانترا موجب خستگی‌ذهنی می‌شود، ملاحظه می‌کنید که این عمل نیز حصول آثار محرومیت حسی را تسریع می‌کند؛ بنابراین جای تعجب نیست که چگونه بودائیان و هندویان که مدیتیشن‌های طولانی همراه با ترک غذا و زندگی عادی دارند و ریاضت می‌کشند، همه جهان را رویا می‌دانند و کمال انسان را در تجربه خلا و تهی می‌پندارند. به همین علت در بودیسم تأکید می‌شود که حتی آتمن هم وجود ندارد وتوهمی بیش نیست.

            موهوم‌انگاری یا پوچ‌گرایی فلسفی یک شاخص عرفان پست‌مدرن است و هر چند کمی دیر‌یاب می‌باشد و ممکن است به آن تصریح نشود، ولی کسانی که در تمرینات مدیتیشن استمرار دارند، به این شاخص نزدیک شده و در دنیای موهوم با آرزوها و لذت‌های پندارین به‌سر می‌برند."

            دیدن صحنه های خیالی و یا توهم موجودات وحشتناک که لی هنگجی از آن به عنوان مزاحمتهای شیطانی برای تمرین کنندگان یاد می کند در حالتهایی نظیر بی خوابی های شبانه که شخص در آنها سعی می کند با تمرکز به یک نقطه و عدم تفکر، ذهن خود را خسته کرده و به خواب برود هم گزارش شده و لذا این گروه از افراد علاوه بر بیخوابی دچار ترسهای مزمن به خاطر دیدن موجودات خیالی و وحشتناک که در شب به آنها حمله کرده و یا آنها را آزار می دهد هم می شوند. البته همه اینها دلایل علمی مربوط به فیزیولوژی پیچیده مغز انسان را دارد.

            در خصوص کودکان نیز  بر اساس روانشناسی کودکان ، اطفال زیر شش سال قوه تخیل بسیار قویی دارند و خیلی راحت در  ذهن خود می توانند موجودات خیالی را با اشکال عجیب و غریب  تصور و به آنها موجودیت بدهند.           کابوسهای کودکان در این سنین و حرف زدن آنها در اتاق خواب با موجودات خیالی و یا نقاشی هایشان از این موجودات دلیلی بر ذهن خلاق و قوه تخیل آنهاست که در این سن  رشد میکند. حتی کودکان در این سن شروع به داستانسرایی و گفتن حکایت های عجیب و غریب میکنند که به همین دلیل است و عامل اصلی آن کارکرد شدید فعالیتهای مغزی و رشد قوه تخیل آنها در این سن می باشد.

            بطور خلاصه باید گفت که ادعای باز شدن چشم آسمانی در فالون گونگ نیز  عملا بی فایده است زیرا توسط استاد این چشم بسته شده و شما نمی توانید از این مزیت استفاده کنید و یا اگر صحنه هایی را در حالت خلسه و یا مدی تیشن مشاهده کردید با دلایل علمی گفته شده در بالا و بر اساس آزمایشهای دانشمندان چیزی جز اوهام نیستند.

 

            در خصوص رشد قدرت خدایی و گونگ در  صفحه 72 کتاب فالون گونگ آمده:

آنهایی که قدرت خدایی را رشد داده اند در زیر باران خیس نمی شوند!

            البته ما نمی خواهیم در فالون دافا به آنهايي که در اثر سالها تزکیه، به مقام خدایی نائل شده اند توهین کنیم ، ولی اگر فایده تزکیه و نتیجه حاصل از رشد قدرت خدایی ،خیس نشدن در باران باشد ، به نظر می رسد این کار بدون تزکیه و با یک چتر ساده هم امکان پذیر است . و اصولا خیس شدن در زیر باران آنقدرها هم مهم و بغرنج نیست به خاطرش بخواهیم سالها وقت خود را به تزکیه بگذرانیم.

 

            در مورد توانائیهای ما فوق طبیعی هم لی هنگ جی معتقد است:

            هر توانایی ماوراء الطبیعه که می تواند در عالم وجود داشته باشد و یا در متدهای دیگر رشد کرده اند ، همگی در فالون دافا وجود دارد.  ( فالون گونگ ص 25)

            و یا می گوید: رهروان فالون گونگ نه تنها توانایی های ماوراء الطبیعه خود را سریعتر قوی کرده و قدرت گونگ خود را افزایش می دهند بلکه یک فالون را نیز برای خود کسب می کنند. ( فالون گونگ ص 20)

            طی دوران تزکیه تمام نیروهای ما وراءالطبیعه ای که لازم است داشته باشید در شما رشد خواهد کرد با این وجود احتیاجی نیست که بتوانی از این نیروها بعد از آنکه آنها را کسب نموده ای استفادهای به عمل آوری قبل ازاینکه شین شنگ تو به درجه بخصوصی برسد نمی توانی از این توانایی ها بهره بگیری اما در پایان دوره این تواناییها به تو داده می شود. از طریق پی گیری و پشتکار در تزکیه بتدریج سطح تو افزایش یافته و قادر خواهی بود تمام حقیقت جهان هستی را ببینی و در پایان تزکیه به درجه کمال خواهی رسید. ( فالون گونگ ص 34 و 35)

            ولی لی هنگجی حتی تعداد تواناییهای فوق طبیعی را نمی داند که چند نوع از این توانایی ها وجوددارد.!      وی در جواب سئوال یکی از شاگردان در این باره می گوید:

            بیشتر از دهها هزار نوع توانایی فوق طبیعی وجود دارند.(!) مسئله این نیست که تعداد آنها را دقیقا بدانی. آنچه مهم است دانستن اصول و قانون است. آنچه که برای تو باقی مانده است تمرین است. احتیاجی نیست که همه چیز را بدانی، زیرا آن برای تو خوب نیست (!) .وقتی استادی مرید خود را راهنمایی می کند به او چیزی نخواهد گفت اما همه چیز را به اختیار درک او خواهد گذاشت. ( فالون گونگ ص 78)

ای کاش حداقل استاد صد نوع از این دهها هزار نوع توانایی را برمی شمرد.!

اما در خصوص اینکه چه نوع  توانایی هایی را پس از پایان دوره تزکیه بدست می آوریم ، لی هنگجی اینگونه پاسخ می دهد:

            من نمی خواهم در این باره صحبت کنم . این سخت است که گفته شود زیرا شرایط از شخص تا شخص متفاوت است . در یک سطح تو بعضی از توانایی ها ی ما فوق طبیعی را رشد می دهی و در سطحی دیگر بعضی دیگر از آنها را رشد می دهی. .. یک توانایی بخصوص می تواند وقتی از وابستگی بخصوصی رها شده ای رشد کند(!). اما آنچه را که تو رشد داده ای مطمئناً در مراحل اولیه خودش است و بسیار بالا نمی تواند باشد. از جهت دیگر چنین توانایی هایی در دسترس تو قرار نخواهند گرفت.وقتی که شین شنگ تو  به سطحی بالا نرسیده است . به هر حال بعضی از شاگردان در جلسات سخنرانی از کیفیت مادرزادی خوبی برخوردار هستند آنها در حال حاضر قدرت خدایی را رشد داده اند. آنها در باران خیس نخواهند شد.(! ) ...( فالون گونگ ص 72)

            لی هنگجی سپس مدعی می شود هر چند رهروان این طریق همه توانایی ها را کسب میکنند اما به آنها اجازه استفاده داده نخواهد شد.

            به نیروهای قدرتمند واقعی به خاطر نتایج جدی و خطرات آن اجازه داده نمی شود که در اجتماع به نمایش گذاشته شوند . بطور مثال خراب کردن یک ساختمان بلند نمی تواند به عنوان یک معجزه به نمایش گذاشته شود .فقط کسانی که دارای ماموریت مخصوصی هستند اجازه دارند از قدرت فوق طبیعی خود استفاده کنند وگرنه استفاده از آنها ممنوع بوده و در دسترس نخواهند بود چون آنها بوسیله استاد بلند مرتبه فضایی شخص کنترل می شوند.

            هنوز بعضی از مردم عادی تقاضا دارند که استادان شی گونگ قدرت فوق طبیعی خود را در مقابل مردم به نمایش بگذارند. یک رهرو که دارای چنین توانایی هایی می باشد برای چنین نمایشی بی میل  و بیزار است. زیرا به او اجازه این کار را نمی دهند.چنین نمایشی می تواند مراحل طبیعی اجتماع انسانی را برهم بزند. یک فرد با تقوای واقعی اجازه ندارد از قدرتهای فوق طبیعی خود استفاده کند.( فالون گونگ ص 8)

            همانطور که ملاحظه می کنید لی هنگجی علاوه بر طفره رفتن از پاسخ به اینکه چه نوع توانایی هایی را می توان با فالون دافا بدست آورد، تاکید بر این دارد که این توانایی ها در دسترس شاگردان قرار نمی گیرد و یا اگر هم کسی دارای کیفیت مادرزادی خوبی باشد، (یعنی باز هم عامل شانس و تصادف) آن وقت در باران خیس نمی شود. (!)

            وی سپس با توضیح اینکه این توانایی ها خطرناک هستند می گوید اصلا این توانایی ها به درد شما نمی خورد و نباید از آن استفاده شود و چون ممکن است از آن سوء استفاده شود پس استاد ( لی هنگجی) این قسمت را برای شما بسته است تا نتوانید از آن استفاده کنید چون موجب بر هم زدن مراحل طبیعی اجتماع می شود و موجب وابستگی می شود و انرژی شما را کم  می کند! و با آسمان و ریسمان بافتن شما را متقاعد می کند تا از این کارکرد نیز مانند سایر کارکردها صرفنظر کنید! البته این برای مصلحت خودتان است زیرا یک فرد با تقوای واقعی مایل نیست که این توانایی ها را به نمایش بگذارد و یا از آنها استفاده کند... وگرنه فالون دافا همه اینها را به شما می دهد!

            نکته ای که در اینجا مطرح می شود و به ذهن خواننده می رسد این است که فالون دافا چیزهایی را به شما می دهد که یا نمی توانید از آن استفاده کنید و یا نباید و اجازه ندارید که از آن استفاده کنید. لذا باید گفت که پیروی از این طریق، امری عبث و مهمل است.

            نکته ظریف دیگر اینکه بحث توانایی های فوق طبیعی منحصر به انجام امور منفی و تخریبی نیست. در این رابطه باید گفت که معجزه نباید موجب تخریب و یا ضرر رساندن به مردم و ممتلکات آنها شود. فرستادگان الهی و اولیای خدا هنگامی که برای دعوت مردم به توحید و یکتا پرستی مبعوث می شدند در بسیاری از حالات امور خارق العاده ای را انجام می دادند که علاوه بر فواید مادی موجب تقویت ایمان مردم شده و صداقت آنها را در دعوت به خدا اثبات می کرده است. اصولا این غریزه و ذات بشر است که برای صحت گفته و ادعا دنبال نشانه می گردد و لذا آوردن معجزه برای پاسخگویی به این نیاز فطری است. معجزه زنده کردن مردگان توسط حضرت عیسی و  شفای افراد نابینا به امر خداوند، نه تنها موجب بر هم زدن مراحل طبیعی اجتماع نبوده و خطری برای مردم نداشته بلکه موجب تقویت ایمان آنها شده و در حقیقت آوردن معجزه، تحدی و به چالش کشیدن دروغگویان و اثبات حق و حقیقت است چنانکه حضرت موسی باعصای خود که به امر خدا نبدیل به اژدهایی گشت و همه مارهای ساحران بنی اسرائیل را بلعید ، موجب شد تا ساحران دست از کفر خود کشیده و پرستش فرعون را رها کرده و به خدای تعالی ایمان بیاورند.

            نتیجه آنکه لی هنگجی زرنگتر از آن است که بخواهد به مریدان خود بگوید که بااین روش تزکیه فالون دافا شما چیزی بدست نخواهید آورد و لذا ادعا می کند که مثلا نباید انرژی تان را برای معالجه بیماریها از دست بدهید و یا چشم آسمانی شما باز نمی شود چون ممکن است شین شنگ شما ضعیف باشد و کارهای خلاف انجام بدهید. و یا تواناییها ی فوق طبیعی موجب بر هم زدن اجتماع انسانی می شود و لذا اجازه ندارید استفاده کنید.

            او حتی درمورد  اتفاقات ناگهانی و  حوادثی که برای مرید اتفاق می افتد به شما اطمینان می دهد که با تمرین فالون دافا هیچ اتفاق بدی برای شما نمی افتد و آسیب و صدمه ای به شما نخواهد رسید اما آنچه که اتفاق می افتد برای امتحان شین شنگ شماست و کسب تقوا و از بین بردن کارما پس این نوع حوادث با آن نوع حوادث فرق دارد! بیماریها هم  به همین صورت است و آنچه به آن مبتلا می شوید بیماری نیست بلکه امتحان است!

لی هنگجی در صفحه 79 فالون گونگ می گوید:

            رهروی فالون گونگ ترسی برای مداخله دیگران ندارد. تو " فاشن" مرا داری که از تو حمایت می کند . اما این معنا نمی دهد که تو با هیچ مشکلی روبرو نخواهی شد. تو نمی توانی انتظار داشته باشی که گونگ خود را با نشستن روی مبل ونوشیدن چای قوی کنی . بعضی مواقع تو با سختی مواجه می شوی، اسم مرا می خوانی و مرا در مقابل خودت می بینی اما من به تو کمک نمی کنم (!) زیرا آن امتحانی است برای تو که با کوشش خودت آن را بگذرانی . به هر حال وقتی واقعا در خطر هستی من به تو کمک خواهم کرد .بطور عمومی تو با خطر روبرو نخواهی شد زیرا راه زندگی تو عوض شده و به هیچ حادثه اجازه داده نمی شود که اتفاق بیفتد.

            البته نمی خواهم این گفته لی هنگجی را با آیه شریفه"ادعونی استجب لکم" ، " بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را و " الا بذکر الله تطمئن القلوب" مقایسه کنم اما ادعاهای غلیظ خدایی لی هنگجی بی اختیار مرا وادار به مقایسه می کند. اینکه فاشن او از رهروانش محافظت می ند و در جایی دیگرمی گوید اگر در موقع تمرین کردن آرامش ندارید نام مرا بخوانید و یا در موقع حوادث و سختیها نام مرا بخوانید و من حاضر خواهم شد اما به شما کمک نمی کنم! اینها نشان می دهد چقدر رحمت و نیکخواهی و رحمانیت در این فرقه با آنچه که ما در اسلام و از خداوند یکتا سراغ داریم تفاوت دارد، ( لطفا نیکخواهی در این روش را یک بار دیگر تعریف کنید! )

لذا می بینیم که هیچ یک از اهداف و کارکردهایی که فالون دافا به شما می دهد و یا خواهد داد در نهایت محقق نمی شود .

            در مورد کارکردهای مربوط به از بین بردن شیطان در  کیهان و اصلاح کیهان  نیز اشکالی که پیش می آید این است که اولا شیطان و از بین برده شدن آن در کیهان نه قابل دیدن است ونه اندازه گیری و در حقیقت ادعایی بیش نیست.

            ثانیاً اگر انسان این موجود ضعیف از دیدگاه لی هنگجی که حتی توانایی استفاده از قدرت خود برای دفع بیماریها و انجام امور ساده را ندارد ، چطور می خواهد کیهان را اصلاح کند و همه آسمانها و موجودات بالا را نجات بدهد؟ انسانی که اگر در یک حوض 4 متری بیفتد نمی تواند خود را از غرق شدن نجات بدهد چه رسد او را که جهان و آسمانها را اصلاح کند و نجات بدهد؟ این انسان که در این مکتب آنقدر اراده و شخصیت ندارد که بتواند از چشم سوم خود استفاده کند و همواره به سبب ترس از سوء استفاده از قدرتهای فوق طبیعی ، توانایی اش توسط لی هنگجی محدود شده چطور میخواهد این کار عظیم را انجام بدهد؟

             ثالثا اگر انسان بخواهد با ابزار حسی که در دست دارد چیزی را اصلاح کند مستلزم آن است که بر آن چیز تسلط داشته و معرفت و شناخت کافی در باره آن داشته باشد. مثلا یک مهندس سازنده تلویزیون می تواند آن را تعمیر و اصلاح کند اما یک شخص عادی نمی تواند و لذا اصلاح جهان مستلزم آن است که موجودی باشد که اولا احاطه بر جهان و کل جهان داشته باشد و ضمنا سازنده آن بوده باشد و شناخت کافی از آن داشته باشد و لذا می بینیم که انسان مخلوقی است همانند جهان و خالق نیست که بتواند بر آن احاطه داشته و یا آن را بشناسد و یا بتواندآن را اصلاح کند. حتی خود لی هنگجی نمی داند دقیقا چند بعد در جهان وجوددارد. هنگامی که از او پرسیده می شود این جهان چند بعد دارد می گوید تا آنجا که من می دانم ابعاد زیادی در جهان هست! و لذا کسی که خود را خدا می داند و ادعای خدایی می کند ولی نمی داند وسعت جهان چقدر است و چند بعد در جهان هست چگونه انتظار دارد که مردم ساده زمینی آنهم با چرخاندن فالون خیالی بتوانند جهان وکیهان را اصلاح کنند ؟؟ آیا هیچ انسان عاقلی می تواند این ادعاها را باور کند؟

            رابعا اشکال دیگری که پیش می آید این است که ما بپذیریم که خالق جهان آن را ناقص آفریده و یا از نظم و اصلاح آن عاجز بوده است و اگر آشنایی اندکی با مباحث توحید و شناخت ذات و صفات خدا داشته باشیم و یا حداقل به عقل خود رجوع کنیم ، می بینیم که چنین چیزی محال است. اولا خالق جهان ، آن را ناقص نیافریده و نظم دهنده جهان با خالق آن یکی است و ذات مقدس الهی از هر گونه نقص بری می باشد و نقص در او  راه ندارد همچنین عقل به ما می گوید که در کجای این آسمانهای پهناور  و عظیم تا کنون نقصی مشاهده شده که لازم باشد اصلاح گردد؟

            اما در اسلام آنچه که بر عهده انسان می باشد پرستش و عبادت خدای یکتا است. چنانچه خداوند می فرماید " وما خلقت الجن والانس الا لیعبدون"  که عرفا گاهی لیعبدون را به لیعرفون و لیعشقون تعبیر می کنند و هدف از خلقت انسان  را و وظیفه او  و کمال او را در پرستش و شناخت و معرفت خداوند می دانند و لذا می بینیم که چقدر انسان در مکتب فالون دافا با انسان در اسلام متفاوت است. آیا وظیفه ای که در اسلام به دوش انسان گذاشته شده معقول تر ومنطقی تر به نظر نمی رسد تا وظیفه اصلاح کیهان در فالون دافا؟

            هر چند که پرستش  و عبادت خداوند نیز خود امری مهم و بینهایت سنگین و عظیم است ولی حداقل با ذات انسان به عنوان یک مخلوق و موجود تناسب بیشتری دارد و لذا آیا بهتر نیست که در این جهان خاکی و چند روزه عمر باقی جبران مافات کرده  و بجای حیرانی در بین مذاهب و عرفانهای دروغین ساخته دست بشر  به وظیفه ای که خداوند یکتا برایمان تعیین کرده مشغول گردیم؟

            سعدی شاعر شیرین سخن زبان پارسی حتی معتقد است  که انسان نمی تواند شکر نعمتهای الهی را بجا آورد و در کتاب گلستان با ذکر مثالی ساده این را اثبات می کند آنجا که می گوید: هر نفسی که فرو می رود ممد حیات است و چون برمی آید مفرح ذات . پس در هر نفسی دو نعمت است و بر هر نعمت شکری واجب.

از دست و زبان که برآید                  کز عهده شکرش بدر آید؟

و لذا نتیجه می گیرد که :

بنده همان به که ز تقصیر خویش                 عذر به درگاه خدای آورد

ورنه سزاوار خداوندی اش                           کس نتواند که بجای آورد

            و حقیقت همین است که ما انسانها هرگز نتوانیم شکر نعمتهای خدا را بجای آوریم ، چه رسد به پرستش و عبادت او تا اینکه بخواهیم اصلاح جهان و کیهان و آسمانهای برافراشته منظم و بی نقص او  را انجام بدهیم آنهم با راهنمایی های ناقص العقلی چون لی هنگجی!

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 0:9  توسط فاطمه جوادی  |