|
|
|
|
|
مقدمه : در این مقاله تلاش بر این است تا نقائص و باورهای غلط فالون دافا را پیش روی خوانندگان بگذارم تا بر خلاف ترویج دهندگان آن که می خواهند چشمان خود و مردم را به روی همه کاستی های این فرقه ببندند و با تعصب کورکورانه از آن پیروی کنند، بتوانم زوایای تاریک و تناقضات و عقاید و باورهای غلط این فرقه را با نقد و بررسی و مقایسه با اسلام و ادیان الهی و در پیش روی خوانندگان بگذارم. یکی از مباحثی که در فالون دافا مطرح است و در بسیاری از مقالات و کتابها و سخنرانی ها به آن اشاره شده مسئله بیماریها و درمان آنهاست. لی هنگجی معتقد است که تمرین کنندگان فالون دافا بیمار نمی شوند و اگر هم بیمار شوند این برای تجربه و پس دادن کارما است و لذا تمرین کنند گانی که بیمار می شوند نباید دارو مصرف کنند! زیرا داروها نقش موثر در بهبود بیماری ندارند و فقط علائم بیماری را به تاخیر می اندازند. برای درک بیشتر و اثبات بهتر این موضوع و نیز برای حفظ امانت به شواهدی از کتاب فالون گونگ اشاره می کنیم. امیدوارم که این بار نیز تمرین کنندگان و طرفداران ابن فرقه نویسنده را به دروغ و سوء فهم و برداشت غلط و درک پایین از فالون دافا و سخنان لی هنگجی متهم نکنند. * علت بیماری فرد، موجودی باهوش است که در بعدی دیگر وجود دارد و از این مسئله استادان شی گونگ اطلاع ندارند. ( فالون گونگ ص 12) * یک رهرو نباید بیمار بشود ، اگر بیمار شد بدون علت، کارما پس می دهد. (فالون گونگ ص 32) * بیماریها توده ای از انرژی سیاه می باشند. وقتی که در مرحله اول سخنرانی آن را قطع کنم احساس می کنی که محل بیماری ورم کرده یعنی بیماری ریشه خود را از دست داده و شروع به پراکنده شدن می کند و به زودی از بدن خارج می شود. ( فالون گونگ ص 60) - نکته: بالاخره تعریف بیماری مشخص نشد که موجودی باهوش است و یا تودهای سیاه انرژی؟ راستی آیا انرژی باهوش هم داریم؟ * س: تمرین کننده ای که بیماری او دوباره بازگشته از استاد در مورد علت برگشت بیماری سئوال می کند و جواب استاد بدین شرح است: - به خاطر اینکه روش تزکیه ما سریعا از یک سطح به سطح دیگر می رود ، بیماری تو برطرف شده ، آنچه حس میکنی امتحانات است که متفاوت از بیماری اصلی است. استادان دیگر شی گونگ نمی توانند برای تو کاری بکنند . تو در حال کارما دادن هستی.( فالون گونگ ص 60) - نکته: مبادا سراغ پزشک و یا استاد دیگر بروی! * اگر رهروی دارو مصرف کند این معنا را می دهد که او معتقد نیست که بیماری او می تواند شفا پیدا کند! ( فالون گونگ ص 60) - نکته: توجه داشته باشید که صدها نفر در چین بر اثر این اعتقاد جان خود را از دست داده اند . آمارهای رسمی این تعداد را 1500 تا 3000 نفر اعلام کرده اند. * شی گونگ می تواند بیماریها را شفا بدهد ولی نباید استفاده شود چون جامعه عادی را بهم می زند. ( فالون گونگ ص 12) * "کارما" ماده و ذاتی است که در بعد دیگر موجودیت دارد و می تواند باعث بیماریها و مصیبت و فاجعه در نزد افراد گردد. ( فالون گونگ ص 8) * اگر رهروی بخواهد بیماری کسی را شفا بدهد همین که دستش را به طرف بیمار دراز می کند ، مقدار زیادی شی سیاه رنگ را به خودمنتقل میکند ... کم کم این شی ها جمع شده و رهرو دچار زجر خواهد شد . بنابراین رهرو نباید بیماری دیگران را شفا بدهد. ( فالون گونگ ص 9) * "فالون" می تواند همه انسانها را نجات بدهد و می تواند بیماریها را معالجه بکند، بدی ها را محو کرده وتمام موقعیت های غیر عادی را دفع کند. (فالون گونگ ص 19) * دلیل اساسی بیماریها "کارما" است. ( فالون گونگ ص 31) * اگر فکرت را درست نگه داری ، معتقد باشی که در جریان تمرین بیماری ات می تواند شفا پیدا کند، دارویی مصرف نکنی، اهمیتی به آن ندهی و برای معالجه به کسی مراجعه نکنی پس کسی برای مواظبت از تو پیدا خواهد شد و کم کم حالت بهتر می شود ... آیا می دانی چرا؟ علت آن است که فاشن های من(!) مشغول ور رفتن به داخل و خارج از جسم خیلی از شماها هستند و بیماری شماها را از بین می برند ، اگر در اعتقادت قاطع نیستی، اگر طرز فکری شکاکانه داری فقط می خواهی سعیی در حال تمرین کرده باشی، چیزی بدست نخواهی آورد! ( فالون گونگ ص 60) * من بطور عمومی بیرون نیامدم که بیماریها را معالجه کنم، کسانی در سرنوشتشان است که از بیماری ها رنج ببرند... این صحیح نیست که قانون ما فوق دنیایی را جانشین قانون دنیایی کنیم ( بیماریها را شفا بدهیم) (فالون گونگ ص 60) * من تمام جسمهای شما را در کلاس پاک کردهام من در طول سخنرانی هایم بیماریهای شما را معالجه می کنم و از شما بابت آن پولی نمی گیرم. اگر بیماری تو بر طرف نشده آن مربوط می شود به توانایی تو از درک قانون ، تو نمی توانی بگویی که من مسئول نبوده ام. ( فالون گونگ ص 61) - نکته : توهین به درک مخاطبان و شانه خالی کردن و فرافکنی و البته دروغ! همچنین تناقض آشکار در کلام و اینکه بالاخره استاد بیماریها را از بین می برد یا نه؟ یک خط در میان میگوید بیماری تان را پاک کردم و پاک نکردم چون برای این قصد نیامده ام! * بعد از این دوره سخنرانی هیچ بیماری اجازه ندارد بعد ازمدتی به شماحمله کند اگر بیمار شدید این امتحان است که لازم است شما آن را بگذرانید و اگر نزد استاد دیگر بروید ممکن است توسط نیروهای اهریمنی تسخیر بشوید. اگر از استادان شی گونگ بخواهید جسم شما را پاک کنند این معنی را می دهد که تو آنچه را که گفته ام نفهمیده ای یا معتقد نیستی و داراری دلبستگی می باشی... استاد شی گونگ ممکن است بوسیله نیروهای اهریمنی تسخیر شده باشد و ممکن است تو آنها را به خود جذب کنی (بوسیله نیروهای اهریمنی تسخیر و در اصطلاح فوتی بشوی! ) (فالون گونگ ص 70) * بعد از این سخنرانی تو از هیچ بیماری رنج نخواهی برد. ( فالون گونگ ص 63) * نیروهایی که من رها میکنم می تواند بیماری را در جایی بسیار دور مثل آمریکا شفا بدهد. من می توانم یا نیروی خود را برای او بفرستم یا اینکه بطور مستقیم روح او را به اینجا بخوانم . این است اساس معالجه از راه دور! (فالون گونگ ص 78) خلاصه مطالب بالا رامی توان به این شکل دسته بندی کرد: - شی گونگ می تواند بیماریها را شفا بدهد ولی نباید استفاده شود چون نظم جامعه بهم می خورد. - در تقدیر برخی افراد هست که از بیماریها رنج ببرند و لذا نباید آنها را شفا داد. - تمرین کنندگان نباید مریض بشوند و اگر هم مریض شدند نباید دارو مصرف کنند چون دلیل بر این است که اعتقاد ندارند و ممکن است کارما را به داخل بدشان بفرستند و یا نهایتا در صورت مراجعه به استاد دیگر توسط نیروهای اهریمنی تسخیر خواهند شد. - اگر بیماری شما با تمرین فالون دافا برطرف نشد و یا مریض شدید این مربوط به توانایی درک شما از قانون است و استاد مسئول نیست زیرا او بدن شما را در جلسات سخنرانی پاک کرده! ( ادعاهای غیر قابل اثبات) - اگر رهرو سعی کند بیماری کسی را شفا بدهد خودش مریض خواهد شد و لذا شفا دادن هم ممنوع است. - شفای بیماریها در حدی که به دافا جلب شوند و تبلیغات شود برای دافا اشکال ندارد و بیش از آن ممنوع است چون نظم جامعه بهم می خورد. - نکته: در نتیجه فالون دافا نه برای نیکخواهی بلکه برای تبلیغات است و بطور کلی نوعی بخل و حس عدم همدردی در این جملات بیشتر انعکاس دارد تا نیکخواهی و نجات دادن مردم جهان و یا نجات دادن شخص و البته مغایر با گفته ابتدایی لی هنگجی است که می گوید فالون دافا می تواند بیماریها را شفا بدهد. الان می پردازیم به نقد این سخنان و تناقضات آنان. شاید بدون هیچ توضیحی خود شما نیز تا الان متوجه شده باشید که سخنان لی هنگجی چقدر بی معنا و متناقض و خالی از حس همدردی و احساس مسئولیت و بدور از نیکخواهی و اخلاق می باشد. البته لاف زنی در مورد شخص خودش را نیز نباید از نظر دور داشت و به عقیده نگارنده به لحاظ روانشناسی نوعی خود بزرگ بینی و خود باوری و نفی دیگران و اتهام زدن به آنان ، توهین به درک مریدان و ترساندن آنان از استادان دیگر با ادله واهی تسخیر شدن توسط اهریمن و ....در این ادعاها به چشم می خورد. لی هنگجی به شدت هراس دارد از اینکه تمرین کنندگان اگر نزد استاد دیگری بروند بفهمند که استاد لی سر آنها را کلاه گذاشته و لذا با بی مقدار کردن و دروغ می خواهد استادان دیگر را کم ارزش و بی ارزش جلوه بدهد. از سویی دیگر و به لحاظ علمی باید گفت که برداشت لی هنگجی از بیماری ها کاملا غلط و در نهایت گمراهی است. رابطه بیماری با جسم انسان رابطه علت ومعلولی است بدین معنا که اگر شخصی رعایت بهداشت فردی و تغذیه را نکند قطعا مریض خواهد شد. همچنین عامل وراثت نیز در پیدایش بسیاری از بیماریها مثل دیابت و سرطان و تالاسمی و... نقش عمده ای دارد. بیماریهای روانی نیز علل خاص خود از جمله بهداشت روانی و عامل ارث را دارند و لذا نسبت دادن بیماری به موجودی باهوش در بعدی دیگر منطقی و عقلانی و علمی نیست. در مورد بهبودی و شفای بیماریها نیز باید گفت همان رابطه علت و معلولی برقرار است یعنی اگر فردی دستورات پزشکی را انجام بدهد و مراقبت لازم را بنماید و داروی صحیح مصرف کند بیماری او شفا خواهد یافت. و لذا عقل انسان حکم می کند که در صورت بیماری به مداوای آن برخیزد و لذا این نظریه که بیماری در سرنوشت عده ای نوشته شده و لذا نباید دارو مصرف کرد و یا نزد پزشک رفته و نباید برای شفای بیماری تلاش نمود زیرا نظم جهان بهم خواهد خورد( ! ) نیز سخنی بی معنا و خلاف عقل و منطق است. از همه سخیف تر این است که استاد لی هنگجی ادعا میکند در جلسات سخنرانی خود بدن همه مریدان را پاک کرده و اگر بیمار شوند علت کارمایی دارد و دیگر بیماری نیست . همانطور که گفته شد بیماری و بهبودی آن رابطه ساده و منطقی علت و معلولی دارند و لذا این خزعبلات را نمی توان به هیچ طریقی به انسانهای عاقل و اهل تفکر قبولاند . اگر بپذیریم که ما بر اساس فرضیه بی اساس تناسخ به دنیا نیامده ایم و هنگامی که ا ز مادر زاده شدیم پاک و با فطرت خدایی به این جهان پا گذاشته ایم دیگر بهانه ای برای زجر دادن جسم و تحمل انواع بیماریها و عدم درمان آنها باقی نمی ماند . حتی طب گیاهی و طب سوزنی چین که مربوط به هزاران سال قبل است نیز بر مداوای بیماریها تاکید دارد و مورد تایید علم امروز هم می باشد. نکته دیگری که باید متذکر شویم مسئله معنویت ( دعا و نماز و اعتقادات مذهبی ) و اثر آن در زندگی انسان است که البته خاص فالون دافا نیست و در همه مذاهب و ادیان الهی دیده می شود. تحقیقات پزشکی جدید نشان داده ا ند که اعتقادات مذهبی ( همه مذاهب و نه فقط فالون دافا) تاثیر چشمگیری در بالا بردن سطح ایمنی بدن دارند و تاثیرات مثبتی در بهبودی بیماریها دارند اما هیچ تحقیقی ثابت نکرده و هیچ سند ی وجود ندارد که گفته باشد کسانی که به مذهب خاصی گرایش دارند به هیچ وجه مریض نخواهند شد . بلکه بیماری بطور قطع و یقین برای هر شخص وجود دارد اما آنچه ثابت شده این است که کسانی که بطور مرتب در جلسات مذهبی شرکت می کنند و به امور معنوی اعتقاد دارند کمتر از دیگران دچار بعضی بیماریها از جمله سکته قلبی و استرس و بیماریهای روحی خواهند شد. و لذا این ادعا که تمرین کنندگان دافا به هیچ وجه مریض نخواهند شد نیز کلامی فارغ از معنا می باشد. لازم به ذکر است که هزاران نفر در چین بر اثر همین اعتقاد که نباید به پزشک مراجعه کنند زیرا در حال دادن کارما هستند، جان خود را از دست داده اند و یکی از علل مخالفت دولت چین با این فرقه نیز همین است. به لحاظ اخلاقی معتقدم لی هنگجی مسئول جان آن کسانی است که بر اثر این اعتقاد جان باخته اند. حال مقایسه کوتاهی داشته باشیم درمورد عقیده اسلامی در مورد بیماری و شفا. در اسلام و در احادیث و روایات و علوم اسلامی به جا مانده از پیامبر بزرگ اسلام(ص) و امامان (ع) علاوه بر هزاران دستور بهداشتی و تغذیه ای و توجه به سلامت جسم و روح ، راههای مبارزه با بیماری و دستورات بهداشت فردی و اجتماعی و پیشگیری از بیماریها ونیز درمان با داروهای گیاهی نیز آمده است بطوریکه کتب پزشکی "طب الرضا " و " طب النبی" و سایر کتابهای معروف به جا مانده از امامان و شاگردانشان سر لوحه بسیاری از تحقیقات پزشکی امروز می باشد. در اسلام اعتقاد بر این است که دوا نزد طبیب و شفا نزد خداوند است و در صورت بیماری این دو لازم و ملزوم یکدیگرند و لذا می بینیم که اسلام علاوه بر صحه گذاشتن به علل مادی توجه به امور معنوی را در شفا و بهبودی بیماریها فراموش نکرده. همچنین در اسلام توصیه های فراوانی برای دعا در حق همه بیماران و استعانت از درگاه الهی برای شفای همه مریضان صرفنظر از دین و جنسیت و رنگ و نژادشان شده زیرا این یک عمل اخلاقی و انسانی و همان صفت رحمان و رحیم و نیکخواهی برای همنوعان است. تحقیقات زیادی در مورد تاثیرات دعا و امواج مغزی" آلفا " و میدان مغناطیسی بدن انسان به هنگام نماز و دعا و تاثیر آن بر روی انسان انجام شده که در حوصله این مقاله نمی گنجد و لذا از آوردن آنها خودداری میکنم ولی با همین لغات کلیدی هزاران صفحه اینترنتی را می توان در این خصوص جستجو نمود. و از سویی دیگر در احادیث آمده است دعا قبل از اینکه به شخص دیگر برسد اثرات مثبت آن متوجه خود دعا کننده خواهد بود و این امر نیز مطابق با تحقیقات علمی دانشمندان در خصوص امواج مغزی صادره از شخص به هنگام دعا است که منجر به آرامش و سکون برای خود شخص می گردد قبل از اینکه این امواج به شخص دیگری برسد. لذا در اسلام دعا کردن برای بیمار و شفا یافتن ، نه تنها موجب بر هم زدن نظم جامعه نمی شود و انرژی سیاه و یا بیماری را به شخص دیگر ( دعا کننده ) منتقل نمی کند، بلکه اثرات مثبت آن ابتدا متوجه خود شخص (دعا کننده ) خواهد بود. مقایسه کنید با عقیده سخیف تسخیر شدن بوسیله اهریمن و یا حیوانات دیگر که در فالون دافا به آن اشاره شده است. در اسلام شخص خود را فاعل نمی بیند و انرژی خود را از منبعی بالاتر و از خدای یکتا می گیرد، منبعی که هرگز پایان نمی پذیرد و ازلی و ابدی است و مهربان و خیر خواه است و دارای صفات نیک رحمانیت و رحیمیت است و کسی که برای بیماران دعا می کند به واسطه دعا خود را به سرچشمه فیض الهی متصل میکند و لذا این خود اوست که ابتدا از این فیض بهره می برد و لذا در اسلام ، پاداش خیر خواهی و دعای نیک در حق دیگران، رحمت الهی و دریای بیکران فیض اوست . این شخص هرگز نمی انگارد که از انرژی و وجودش کاسته شده و اگر برای بیماری تلاش و دعا نماید مریض خواهد شد و یا بوسیله حیوانات و اهریمن تسخیر خواهد شد. اشکال فالون دافا در این موضوع یعنی بیماری و شفا این است که به خدای یکتا اعتقاد ندارد و منبع انرژی برای یک تمرین کننده زحمت خود اوست که با مراقبه و مدیتیشن بدست آورده و لذا می ترسد که اگر انرژی خود را برای شفای بیماری مصرف کند انرژی گونگ او تمام شود و یا بیماری طرف مقابل به او منتقل گردد و یا توسط حیوانات و دیگر موجودات تسخیر شود! حتی اینها شفا و پاک شدن از بیماری را به دست بشر ناتوان عاجز از فهم و درک رابطه ساده علت و معلولی! ( لی هنگجی ) می دانند که ذره ای از خیر خواهی در وجود او راه ندارد و معتقد است که بیماران رانباید شفا داد و به پزشک نباید مراجعه کرد و نظم جامعه را نباید بر هم زد ! و نزد استادد یگر غیر از او نباید رفت ! و هزاران اخلاق و صفت منفی دیگر و بالاتر از همه برای تبلیغات باید تعداد کمی را شفا داد تا همه به فالون دافا گرایش یابند! یعنی صفت نیکخواهی در این خصوص و در مورد این مسئله به امری مشروط و غیر اخلاقی تبدیل خواهد شد! امیدوارم اگر فالون دافا راتمرین میکنید به سلامتی خود بیشتر توجه کنید و به عقاید خرافی این فرقه توجه نکنید |
||
|
+
نوشته شده در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:27 توسط فاطمه جوادی
|
|
||