تبليغاتX
فالون دافا - جایگاه انسان در فالون دافا - اشکالات و تناقضات 7
فالون دافا حقایق اشکالات و تناقضات

                                                          

یکی دیگر از موارد بحث انگیز در فالون دافا دید و نگاه این مکتب به انسان می باشد. در قسمت اول این مقاله باعنوان " انسان و روابط اجتماعی انسان در فالون دافا" یاد آور شدیم که دید فالون دافا نسبت به انسان یک نوع دید منفی و حقیرانه است زیرا اساس این مکتب و همه مکاتب عرفان شرقی را، نظریه تناسخ تشکیل می دهد و همچنین بر اساس نظریه "پیدایش جهان" از نگاه لی هنگجی، ما انسانها با بار سنگین گناهان خطاهای زندگی گذشته خود پا به این جهان گذاشته ایم و از بعد دیگر جهان به این بعد دنیایی افتاده ایم و "کارما" یا ماده سیاه زیادی در اطراف خود داریم که باید با روش تزکیه در فالون دافا ! این ماده سیاه را به ماده سفید تبدیل کرده و سرنوشت خود را تغییر دهیم.

در همین راستا بیان کردیم که به اعتقاد لی هنگجی انسان برای کسب تقوا باید فقط مورد اهانت و اذیت اطرافیان قرار گرفته و صبر و بردباری نشان دهد تا تقوا کسب کند! و از سویی دیگر ، باید از معالجه بیماریهای خود به دلیل اینکه آنها فقط کارما هستند و بیماری نیستند پرهیز کند تا به این ترتیب تاوان گناهان گذشته را بدهد و پاک شود یا اینکه بتواند تقوای خود را افزایش دهد! بر همین اساس ، نوعی سکوت و بردباری در مقابل ظلم وزور و تجاوز برای انسان تجویز می شود و حتی اگر در معرض بدترین اهانتها قرار گرفت نباید اعتراض کند تا با این وسیله تاوان گناهان گذشته خود را بدهد! در حقیقت حرمت انسان و عزت نفس و کرامت او در این مکتب هیچ ارزشی ندارد و همه آنچه برای کسب تقوا تجویز می شود چیزی جز قبول اهانت و ظلم و زور و سر خم کردن در برابر آن نیست.

قائل شدن به نظریه تناسخ از دیدگاه لی هنگجی یعنی اگر کسی خیلی مریض باشد و یا بیماری صعب العلاج داشته باشد ، یعنی خیلی کارما دارد و این به معنای آن است که انسان بسیار بدی است و حتما کارهای بد زیادی در زندگی های قبلی اش انجام داده و لذا باید او را به حال خود رها کرد و نباید به او کمک کرد و بیماری او را معالجه کرد زیرا این کار مخالف قوانین طبیعت است! حتی لی هنگجی معتقد است بسیاری از انسانها در سرنوشت شان این است که از بیماریها رنج ببرندو ما نباید با کمک کردن به آنها روند طبیعی زندگیشان و قانون جهان را به هم بزنیم ! چنین افرادی حتی اجازه ندارند تزکیه کنند زیرا بیماریهای سخت و صعب العلاج نوعی وابستگی برای شخص پیش آورده و او نمی تواند تزکیه کند و لذا نباید به کلاسهای آموزشی فالون دافا قدم بگذارد!

از موارد منفی دیگری که در این مکتب،  به انسان و خصوصیات او مربوط می شود عبارت است از اینکه انسان در این مکتب موجودی فاقد اراده و همواره در معرض سقوط و مظان اتهام است. در این مکتب حتی اگر در حال تزکیه باشید ، لی هنگجی به شما اجازه نمی دهد از تواناییهای فوق طبیعی نظیر چشم سوم و انجام امور خارق العاده و غیره استاده کنید زیرا از نظر این مکتب انسان موجودی ضعیف بوده و در هیچ مرحله ای به او اطمینانی نیست و چنانچه این تواناییها در اختیار او قرار بگیرند ، باعث می شود که شخص سقوط کرده و تمایلات او افزایش یافته و کارهای بد و خطا انجام بدهد و شین شنگ و تقوای خود را از دست داده و نتیجه یک عمر تزکیه خود را یک شبه به باد بدهد! لذا در این مکتب بین فرد عادی و تزکیه کننده فرقی قائل نمی شوند.

 لی هنگجی در صفحه 10 فالون گونگ ادعا می کند با شرکت در جلسات سخنرانی ، چشم آسمانی همه مریدان او باز خواهد شد اما مشکلی وجود دارد و آن درجه شین شنگ فرد است چون ممکن است و یا به احتمال زیاد درجه تقوای فرد بالا نیست لذا او ترجیح می دهد چشم شاگردان خود را در سطحی باز کند که تنها بتوانند در کلاس صحنه هایی از بعد های دیگر را ببینند و اعتقادشان به این روش محکم گردد! در حقیقت انسان در این مکتب قبل از هر گونه اختباری متهم به ضعف اراده و اخلاق می گردد و همیشه در معرض اتهام است. این نوع تفکر در حقیقت نوعی توهین به شخصیت و کرامت انسان و قصاص قبل از جنایت است.

لی هنگجی حتی ادعا می کند . تواناییهای فوق طبیعی را به هیچ وجه در اختیار شاگردان قرار نخواهد داد و اصولا با دلایل واهی آنها را متقاعد می کند که اصلا استفاده و داشتن این تواناییها خوب نیست و موجب وابستگی خواهد شد! باز هم همان اتهام  و توهین به شخصیت و کرامت انسان و مجازات او قبل از ارتکاب هر گونه عمل ناهنجار !

ضمیر نا خودآگاه تو دزد است!

لی هنگجی در صفحه 21 فالون گونگ می گوید:

همه اشخاص دارای ضمیر خود آگاه می باشند. در زندگی روزانه انسان وابسته به ضمیر خودآگاه برای فکر کردن و عمل کردن است.

انسان به غیر از ضمیر خودآگاه دارای یک یا چند ضمیر نا خود آگاه می باشد. ... بسیاری از روشهای تزکیه راهی را که ضمیر نا خود آگاه را تزکیه می کند انتخاب کرده ... به همین جهت تعدادی از مدارس به اهمیت مدیتیشن تاکید دارند، آن تمرکز مطلقی که با وجود آن ضمیر ناخودآگاه رهرو، آگاهانه در جامعه تغییر کرده و دگرگون می شود و از میان این دگرگونی خود به درجات بالاتر رشد می کند. یک روز وقتی ضمیر ناخودآگاه در تزکیه خود موفق شده است، گونگ تو را با خود برداشته و می برد و چیزی برای جسم و ضمیر خودآگاه تو باقی نمی ماند!و همه چیزهایی که در راه تزکیه بدست آورده ای کاملا از بین می رود . چقدر حیف!

 

تحقیر فطرت انسان در فالون دافا !

 برخی افراد بر طبق احساسشان روشی راتمرین می کنند، احساس شما به چه دردی می خورد؟آن چیزی نیست!(  جوآن فالون ص 22 )

 

فکر و نیت انسان نیز هیچ ارزشی ندارد !

از فکر و نیت در تمرینهای فالون گونگ استفادهای به عمل نمی آید. فکر به خودی خود نمی تواند چیزی را عملی کند. آن توانائیهای ماوراء الطبیعه است که کاری و موثر هستند. تعدادی از افراد معتقدند که فکر می تواند خیلی کارها را انجام بدهد. تعدادی اظهار می کنند که فکر می تواند توانائیهای ماوراء الطبیعه را رشد بدهد و چشم آسمانی را باز کندو بیماریها را شفا بدهد . اشیا را جابجا کند و غیره... این درک و بینش غلط می باشد! تعدادی معتقدند که بیماریها را می توان از طریق فکر و نیت معالجه نمود که این باعث فریفتن و گمراهی انسانها شده است! ( فالون گونگ ص 23 و 24)

نکته: در اسلام به عقل و فکر و نیت اهمیت زیادی داده شده و در حدیث آمده یک ساعت تفکر بهتر از هفتاد سال عبادت ( بدون تفکر) است و در قرآن کریم نیز خداوند همواره ما را به تفکر در آیات خدا و نشانه ها و نعمتهای او دعوت می کند. در حقیقت در اسلام ، فکر و تفکر به همراه  ضمیر یا فطرت انسان می تواند او را از خیلی از خطاها بازدارد و به راه صحیح رهنمون گردد . در حالیکه در مکتب فالون دافا هیچ اهمیت و ارزشی برای فکر و ضمیر و فطرت انسان قائل نیست و صرفا او را به پیروی محض و بدون چون و چرا از دستورات وتمرینات فرا می خواند.

 

انسان به راحتی بوسیله حیوانات تسخیر می شود!

در فالون دافا چنانچه شما چیزی را طلب و آرزو کنید و یا مثلا بخواهید از چشم سوم خود استفاده کنید و یا مریضی را معالجه کنید چون بر خلاف قانون طبیعت عمل کرده اید این تواناییها از طریق حیوانات در دسترس شما قرار می گیرد و آن حیوان گونگ و تقوای شما را می گیرد و در مقابل توانایی اندکی به شما می دهد و اینچنین شما " فوتی" یا تسخیر آن حیوان می شوید! (فالون گونگ ص 16)

لی هنگجی معتقد است بیشتر استادان شی گونگ به وسیله حیوانات تسخیر شده اند و خود خبر ندارند. حتی بیشتر مردم جهان هم فقط ظاهر انسان دارند و در واقع تسخیر شده و حیوان هستند!

اما استدلال لی هنگجی یا بهتر بگوییم افسانه سرایی و اسطوره سازی او در این باب بسیار مضحک است.

بر طبق فالون دافا حیوانات نیز تزکیه می کنند!

وی معتقد است که حیوانات اجازه ندارند تا سطح بالایی تزکیه کنند چون تا به یک حد معینی می رسند ، موجودات آسمانی آنها را با بلایای طبیعی و یا صاعقه نابود کرده و می سوزانند! اوحتی معتقد است حوادثی که یکباره موجب از بین رفتن حیوانات و گونه های مختلف آن می شود به خاطر آن است که این حیوانات تا حدی در تزکیه موفق شده اند و خدایان بالا از آنها عصبانی شده و آنها را از بین می برند!

نکته: ( فرض کنید که در 65 میلیون سال قبل دایناسورها هم تزکیه می کردند آنهم به طریق فالون دافا! و چون موفق هم شده بودند لذا با یک حادثه همه مردند! )

لی هنگجی می گوید اگر حیواناتی بتوانند خوب تزکیه کنند و از دست خدایان فرار کنند و موفق بشوند به سطح بالا برسند آنگاه تبدیل به اهریمن خواهند شد!

او همچنین می گوید: حیوانات برای تزکیه خود و ترک قالب حیوانی و کسب جسم انسانی در کمین هستند و نیاز به گونگ یا تقوای انسانها دارند و تا می بینند شما چیزی را طلب کرده و آرزوی پول یا شهرت دارید و یا می خواهید کسی را شفا بدهید و معالجه کنید فوری حاضر می شوند و کمی به شما کمک می کنند و شما فکر می کنید آن کارها را با قدرت خود انجام داده اید و خوشحال می شوید . اما آنها عصاره بدن شما را مصرف می کنند و بعد از مدتی شما هیچ انرژی نخواهید داشت و ضعیف می شوید! و آنها کم کم بدن شما را تسخیر می کنند! ( فالون گونگ ص 16)

اجتماع انسانی آشغالدانی کیهان است!

اما لی هنگجی در جملات زیر و تعبیرات نابش! تیر خلاص را به انسان و حرمت و شرافت و کرامت و عزت او می زند و بشر و محیطش را آشغالدانی کیهان می خواند.  

"اما اگر مردم عادی نیز تمام این ادراکات را  معکوس کنند و از اصول فای درست سطوح بالای کیهان استفاده کنند تا بشریت یا هر چیزی در سه قلمرو را مورد ارزیابی قرار دهند و برای آنها شرایط تعیین کنند ، آنگاه سه قلمرو توسط اصول فای درست حکومت می شود ، اجتماع انسانی از هستی باز می ایستد و موقعیت بشری نیز دیگر اینجا نخواهد بود آن دنیای خدایان خواهد شد و همراه بااین، اوهام بشری و فرصت انسانها برای تزکیه کردن ناپدید می شود . این مسئله مجاز نیست که اتفاق بیفتد، زیرا آشغال موجودات سطح بالا باید پایین بیفتد و اجتماع انسانی آشغال دانی کیهان است. برای این که موجودات اینجا وجود داشته باشند باید یک روش هستی برای این سطح باشد که آن نیز شرایط و موقعیت هایی برای هستی ای است که دافا برای موجودات ذی شعور در این جا خلق کرد."( نکاتی برای پیشرفت بیشتر 2 ص 37)

 

خوب می بینیم که چقدر فرق بین انسان در اسلام و انسان در فالون دافا وجود دارد. در فالون دافا  انسان اینگونه تعریف می شود:

1-      موجودی گناهکار که از بدو تولد با بار سنگین گناهان دنیا آمده

2-      ضمیر نا خودآگاه او دزد است

3-      فطرت و احساس او به درد نمی خورد

4-      فکر و نیت او هیچ ارزشی ندارد و مورد استفاده در تزکیه قرار نمی گیرد! ( مغز پیروان این فرقه دست نخورده وسالم باقی می ماند!)

5-      موجودی غیر مطمئن و سست اراده و ضعیف است که نباید تواناییهای فوق طبیعی در دسترس او باشد چون همواره در خطر سقوط و از دست دادن تقوا است!

6-      اگر آرزوی چیزهای مادی را داشته باشد به راحتی توسط حیوانات تسخیر می شود . حتی اگر کسی را بخواهدمعالجه کند!

7-      سطح او در تزکیه با حیوانات برابر است و حیوانات هم مانند او تزکیه می کنند و به راحتی از او جلو زده و قبل از اینکه او خدا شود آن حیوانات اهریمن می شوند!

8-      برای رشد شین شنگ و کسب تقوا باید هر گونه اهانت و ظلم و زور و کتک را تحمل کند! دم بر نیاورده و حتی از طرف مقابل تشکر هم بکند!

9-      اگر مریضی سختی داشته باشد حتما خیلی کار بدی انجام دادهو حق ندارد تزکیه نکند !

10-   اگر مریض شد نباید خود را معالجه کند چون شین شنگ با تحمل مریضی و عدم معالجه آن رشد می کند و دارو هیچ تاثیری ندارد!

انسان از دیدگاه اسلام :

 

1-      موجودی پاک بوده و بر اساس فطرت خدایی آفریده شده و به هنگام تولد لوحی سفید و به پاکی فرشته است

2-      انسان از دید قرآن برترین مخلوقات و خلیفه خدا در روی زمین بوده و همه نعمتهای خدا برای او آفریده شده و مسخر و تحت اراده اوست . از چهاپایان و حیوانات گرفته تا اسمان ودریا و خشکی و صحرا و ستارگان و روز و شب وماه و خورشید.

3-      انسان بار امانت الهی را به دوش می کشد و سرور کائنات است و نه آشغالدانی کیهان!

4-      همه توانایی های درون او از جانب خداست و بالقوه است و با تمرین و تزکیه در  اسلام این تواناییها بالفعل می شوند و شخص می تواند در جهت اهداف الهی از آنها استفاده کند.

5-      انسان با اراده و اختیار  است و برای همین مورد محاسبه قرار می گیرد و برای هدایت او پیامبران فرستاده می شوند.

6-      انسان به واسطه عقل و اراده و اختیار از سایر موجودات متمایز است و برتر است. و حتی از فرشتگان برتر بوده و فرشتگان در مقام او به سجده افتاده اند.

7-      فطرت و احساس انسان وسیله ای دقیق برای شناخت حق از باطل و صحیح  از غلط است و  از عقل و فکر انسان به عنوان پیامبر درونی نام برده شده.

8-      انسان در چارچوب قوانین اسلامی می تواند صاحب و مالک سرمایه دار گردد و برای کسب مقام و منصب برای خدمت به خلق منع نشده  و تنها باید ارزشهای معنوی و اخلاقی را در همه احوال در نظر داشته باشد.

9-      انسان در اسلام دارای عزت نفس وکرامت است و هیچ کس حق ندارد به او توهین کرده و چنانچه مورد ظلم و زور و تجاوز قرار گرفت دفاع از نفس برای او واجب است.

10-   حفظ بدن و اهمیت به آن به عنوان امانتی الهی در دست انسان، و این موضوع از اصول بدیهی زندگی اوست و نباید کاری کند که به جسم او آسیب وارد گردد و باید در نگهداری و مراقبت از جسم خود بکوشد.

 

حالا انتخاب با شما ! آیا دوست دارید انسانی در مکتب فالون دافا باشید یا انسانی در مکتب اسلام؟

منتظر مشارکت شما هستیم و چنانچه نظراتی دارید که بر غنای این بحث بیفزاید از آن استقبال می کنیم .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 11:41  توسط فاطمه جوادی  |