|
|
|
|
|
یکی دیگر از موارد بحث انگیز در فالون دافا دید و نگاه این مکتب به انسان می باشد. در قسمت اول این مقاله باعنوان " انسان و روابط اجتماعی انسان در فالون دافا" یاد آور شدیم که دید فالون دافا نسبت به انسان یک نوع دید منفی و حقیرانه است زیرا اساس این مکتب و همه مکاتب عرفان شرقی را، نظریه تناسخ تشکیل می دهد و همچنین بر اساس نظریه "پیدایش جهان" از نگاه لی هنگجی، ما انسانها با بار سنگین گناهان خطاهای زندگی گذشته خود پا به این جهان گذاشته ایم و از بعد دیگر جهان به این بعد دنیایی افتاده ایم و "کارما" یا ماده سیاه زیادی در اطراف خود داریم که باید با روش تزکیه در فالون دافا ! این ماده سیاه را به ماده سفید تبدیل کرده و سرنوشت خود را تغییر دهیم. در همین راستا بیان کردیم که به اعتقاد لی هنگجی انسان برای کسب تقوا باید فقط مورد اهانت و اذیت اطرافیان قرار گرفته و صبر و بردباری نشان دهد تا تقوا کسب کند! ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 11:41 توسط فاطمه جوادی
|
|
||
|
|
|
|
|
ادعاهای خدایی لی هنگجی بر هیچ کس پوشیده نیست که انسان مظهری از کل عالم و جلوه ای از قدرت خالق خود می باشد و حتی برترین مخلوقات و خلیفه خدا بر روی زمین است و خداوند رحمان و رحیم امانت خود را در وجود او به ودیعت گذاشته. انسان پیچیده ترین و شگفت انگیز ترین مخلوق روی زمین و دارای توانایی و استعداد های بالقوه ای است که با پیشرفت علم تنها گوشه هایی از آن کشف شده و هر چه بیشتر علم بشری پیشرفت میکند هر روز زوایای بیشتری از این راز سر به مهر گیتی برمی دارد. بی شک همه ما با علوم متافیزیک آشنا هستیم و دانشمندان برجسته ای در این شاخه تحقیقات وسیعی انجام داده و آثار و نتایج شگفت انگیزی در باره تاثیر متافیزیک بر انسان و حیات انسان به جا گذاشته اند. وجود هاله نورانی در اطراف هر شخص و ارتباط آن با شرایط روحی و جسمی و بیماریها، ذرات آلفا و انرژی درمانی و قدرت فکر و شفا بخشی فکر و اراده انسان در درمان بیماریها از امور بدیهی در علم امروز است. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 2:22 توسط فاطمه جوادی
|
|
||
|
|
|
|
|
قبل
از شروع به تعریف "انسان و رابطه او با اجتماع در فالون دافا" لازم است مقدمه ای را
در خصوص چگونگی پیدایش انسان بر اساس عقاید فالون دافا در اینجا
بیاوریم. از آنچه در کتابهای چهار گانه لی هنگجی آمده چنین استنباط می شود که انسان موجودی بدبخت و تیره روز است که با بار گناهانی عظیم به این دنیا پا گذاشته و شایتگی بقا و حیات در این جهان را نداشته بلکه از روی ترحم موجودات روشن بین بالا (؟!) چند صباحی به او فرصت داده شده تا در این دنیا زندگی کرده و با تکیه بر مذهب بودا و پیروی از فالون دافا به تغییر سرنوشت خود بپردازد. لی هنگجی در کتابهای چهارگانه خود انسان را موجودی پست و بی ارزش و فاقد اراده واختیار و ضعیف قلمداد می کند و در عین حیرت خواننده از او انتظار دارد با چرخاندن فالون کذایی همه آسمانها و زمین را اصلاح و شیطان را نابود و جهان و هر چه در آن هست را تزکیه کند! تناقضی بزرگ و غیر قابل قبول است که بخواهیم انسان را موجودی پست و بی مقدار بخوانیم و سپس ماموریتهای چنین عظیمی که خارج از توان اوست در عهده اش بگذاریم و سپس او را تهدید کرده که اگر چنین نکند و تزکیه آسمانها و زمین را انجام ندهد ،در چرخه تناسخ و یا بازپیدایی در زندگی آینده خود تبدیل به حیوان و درخت و سنگ و غیره خواهد شد! ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 12:4 توسط فاطمه جوادی
|
|
||
|
|
|
|
|
فالون دافا به ما می گوید با تقوا باشیم و تقوا جمع کنیم . حال این تقوا از دید فالون دافا چیست؟ در کتاب جوان فالون صفحه 28 می گوید: تقوا نوعی ماده است و بعد از اینکه از دست رفت ناپدید نمی شود ، آن به شخص دیگری منتقل می شود . در صفحه15 همین کتاب می گوید: تقوا نوعی ماده سفید رنگ است و در واقع چیزی معنوی یا چیزی فقط عقیدتی مثل آنچه برخی از افراد فکر می کردند نیست.آن ( تقوا) قطعا مادی است و این دلیل آن است که چرا در گذشته ، مسن تر ها می گفتند " تقوا جمع کن" و " تقوا از دست نده" ! آن ها کاملا منطقی می گفتند . آن تقوا دور بدن فرد قرار داشته و میدانی را شکل می دهد . در صفحه 16 آمده است: وقتی مردم کارهای بد انجام می دهند تقوا از دست می دهند . وقتی شخصی به دیگری توهین می کند و یا وقتی از دیگری سوء استفاده می کند تقوای خود را به دیگری پرتاب می کند . در حالی که شخص این جا به او توهین می کند ، درست وقتی آن کلمات خارج می شوند ، تکه ای از تقوا از میدان بعدی آن شخص پرواز کرده و درست روی او فرود می آید. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 18:56 توسط فاطمه جوادی
|
|
||